سخنرانى در کنگره اول٬ مبحث اولويت ها و چشم اندازها
حزب و جنبش کارگرى
نسرين رمضانعلى

رفقا با صبح بخیر. من هم به سهم خودم برگزاری اولین کنگره حزب اتحاد کمونیسم کارگری را به همگی تبریک میگم. لازم میبینم اینجا صمیمانه برگزارى کنگره را به رفقای کادر و عضو و فعالین حزب در داخل کشور تبریک بگويم. جای همگی این رفقا خالی است. اگر چه بخاطر عدم شناخت کافی تشکیلات خارج کشور از تشکیلات داخل تعداد محدودی از رفقا برای نمایندگی در کنگره رای آوردند که متاسفانه همین تعداد هم نتوانستند در کنگره حضور داشته باشند .  در این مدت فکر میکردم که بايد در مورد چه موضوعاتى صحبت کنم و به چه نکاتی اشاره کنم که بتوانم یک تصویر واقعی از فعالیت 4 ساله حزب اتحاد کمونیسم کارگری را بدست بدهم. من بيشتر ميخواهم تصوير حزب را در داخل تا حدودى براى شما ترسيم کنم.

وقتی که اولین کنفرانس حزب اتحاد کمونیسم کارگری برگزار شد٬ در شرایطی که حزب اعلام موجودیت کرد خیلی ها علیه حزب فضا سازی کردند. از ابرازهائی که داشتند استفاده کردند تا بگویند اینها دوام نمی آورند٬ اینها طول عمرشان شش ماه است. عليرغم اين فضاى غير سياسى٬ رفقای ما در داخل کشور تبریک گفتند٬ خوشحالى شان را از برگزارى اولين کنفرانس حزب و آغاز جديدى اعلام کردند. باید این را متذکر بشم که متاسفانه دو حزب منتسب به کمونیسم کارگری کمپینهائی علیه حزب و عليه چهره های رهبری حزب راه انداختند و تلاش داشتند این چهره ها را تخریب کنند. اما برخلاف تصور این دو حزب٬ کادرهای جنبش کمونیسم کارگری نه تنها وارد این میدان نشدند بلکه نزدیکی شان را به حزب اعلام کردند و حتى پاسخ درخور به آنها دادند.

امروز ما داریم اولین کنگره حزب را برگزار میکنیم که باید بگویم عليرغم کمبودها و ضعفها توانسته ايم بدنه حزبى مان را حول اين خط ساق کنيم. باید بگويم هنوز ضعیفیم٬ هنوز حالت شکننده داريم٬ عین نوزادی که ديگر تمامی اعضای بدنش به لحاظ تشکيلاتى کامل و قوى شده است نیستیم. اگر نگاهی به سیاستها و تحلیلها و تئوریهای این حزب بياندازيم٬ متوجه می شویم که چه تاثیرى بر سیرتحولات داشته است و همین باعث شده است که تمرکز و توجه روی حزبمان بیش از پیش باشد. حزب در اولین کنفرانس خودش اعلام کرد این حزب باید حزب سازمانده و رهبر باشد و در این دوره پر مشقت ما توانستیم  خودمان را به اون حزبی تبدیل کنیم که سازماندهی و رهبری امرش است. تاکید میکنم ما نتوانستیم همه جا حضور قدرتمندی داشته باشیم. با شهامت می توانم بگوئیم حزب در بسيارى اعتراضات کارگری حضور داشت و نقش ایفا کرد. هرجا اعتصاب مهم و راديکال موفقى بوده٬ سنت ما عمدتا حضور داشته است. اینجا باید تاکيد کنم ما بخاطر شرایط سرکوب و خفقان در ایران خیلی از مسائل و اتفاقا نقشی که این حزب در جنبش کارگری و مراکز کارگری داشته را نمیتوانیم بازگو کنیم. حتی بخشا خیلی از این مبارزات را که حزب در راس آن قرار گرفت منعکس نکردیم. اما از بعدى اين یک واقیعت عیان بود. حزب در این دوره فعالیت 4 ساله اولویت اساسى و محوريش جنبش کارگری بود و بر اساس همین اولویت حرکت کرد. در ايندوره رو آورى به بحث جنبش مجامع عمومی و ایجاد شوراهای کارگری بیشتر از هر زمانی شد. اگر به جنوب ایران برويد و بر در دیوارها نگاه کنيد٬ شعار زنده باد جنبش مجامع عمومی مرتبا نوشته ميشود. غیره ممکن است به مراکز مهم کارگرى در جنوب ايران برويد و اين شعارها و اين پرچم را ميان کارگران نبينى. جالب است بدانيد چندین بار این شعارها پاک شدند اما دوباره وسيعتر نوشته ميشدند.

اجازه بدهید حالا که در مورد جنبش کارگری و فعالین کارگری صحبت می کنیم به این بپردازم که وقتی در محافل کارگری بحث شروع می شود بقول خودشان سریع می روند سر اصل مطلب. آنهم بحث کنترل کارگری است. يک بحث و ديالوگ مهم اين خط چگونگى بدست گرفتن کنترل کارگری و تاکتيکهاى اين روند است. در حالی که در میان محافل کارگری بحث بر سر بدست گرفتن کنترل مراکز بود٬ تشکلهای حاشیه ای و گرایشات غیر کارگری و سندیکالیستی سعی بر این داشتند با تعرض به این مباحث میدان را بگیرند٬ پاسخ میخواست. نه فقط رهبرى حزب٬ بلکه فعالین رادیکال سوسیالیست و رهبران کارگری خود را درگیر کردند و پاسخشان را دادند و مواضع سندیکالیستی٬ کارگری کارگری٬ و ديگر گرایشات درون جنبش کارگری را به مصاف کشیدند . نقش کادرهای حزب٬ کادرهای جنبش کمونیسم کارگری و کسانی که با ادبیات منصور حکمت و حزب اتحاد کمونیسم کارگری آشنائی داشتند٬ و پاسخ درخور را به ابهامات و نميشودها دادند قابل توجه بود. جا دارد بگويم که در درون جنبش کارگری بیش از هر بخش دیگر اعتراضات اجتماعی و جنبشهای دیگر از کمونیسم منصور حکمت و از حزب خودشان دفاع کردند. بنظر من اين تصمیم سیاسی٬ که در یک تند پیچ تاریخی رفقای داخل کشور گرفتند و به دنبال جریانی نرفتند که میگفت به موسوی "در کنار مردم است" ما هم بهش کاری نداریم٬ طرف جریانی نرفتند که مبارزات و اعتراضات بر حق مردم را دو دستی تقدیم احمدی نژاد یا تقدیم به بخشی از حکومت میکرد٬ مهم بود.

رفقا! کادرها و اعضا و فعالین حزب در داخل زیر پرچم هیچ کدام از جریانات نرفتند و با قاطعيت پرچم کمونیسم منصور حکمت را بدست گرفتند . این رفقا در این تند پیچ تاریخی حزب اتحاد کمونیسم کارگری را انتخاب کردند. حزب اتحاد کمونیسم کارگری در پراتیک هر روزه اش نشان داده بود که در مقابل اوضاعی که جاری است٬ بدون کوتاه آمدن از اهدافش٬ بیرحمانه نقد می کند و شرایط را برای قدرتمند تر شدن کمونیسم کارگری هموار می کند. بدون تخفیف از کمونیسم مارکس و منصور حکمت دفاع می کند. در این کنگره دوست دارم اعلام کنم که افتخار ميکنم که شخصا عضو حزب اتحاد کمونیسم کارگری هستم٬ حزبی را انتخاب کردم که نگذاشت پرچم کمونیسم کارگری منصور حکمت پایین بیفتد. افتخار میکنم در حزبی هستم که اجازه نداد گرایشات دیگر کمونیسم کارگری را تحریف کنند. اگر امروز من با افتخار این جملات را بیان میکنم٬ نه تنها بحث من٬ بلکه این تنها گوشه ای از آنچه است که مدت این چهار سال من از فعالین جنبش کمونیسم کارگری در داخل کشور شنیدم. حزب ما در شرایط کاملا نابرابر و با کمترین امکانات شروع کرد٬ کمترین امکانات را برای در دسترس بودن داشتيم٬ اما با این محدودیتها باید گفت ما برنده بودیم. فعالین جنبش کمونیسم کارگری چشم انتظار حزب اتحاد کمونیسم کارگری بودند. تردید نداشتند با موضعی که این دو حزب گرفتند مواضعی کاملا راست است. حتی همین احزاب در مقابل جنبش کارگری هم با سیاستهای سکتاریستی بجای ایجاد مجامع عمومی و شوراها٬ تلاش میکردند با سیاستهای تقابل با حزب اتحاد کمونیسم کارگری صفوف متحد کارگران را به هم بریزند. وقتی که چندین مرکز کارگری تلاش کردند دور هم جمع شوند و مجمع چندین کارخانه با هم برگزار شود٬ نه تنها تلاشی را برای به هدف رسیدن این حرکت کم سابقه ندیدیم بلکه شاهد ایجاد فضای تفرقه بودیم. این حزب اتحاد کمونیسم کارگری بود که تلاش کرد گام به گام حرکتها را با رهنمودهای به موقع و سبک کار کمونیستی به ثمر برساند. امروز هر وجدان بیداری بخواهد قضاوت کند٬ نمیتواند نقش و جایگاه ما را نادیده بگیرد. نمیتواند نبیند که این حزب مهر خودش را بر تحولات درون جنبش کمونيسم کارگرى زده است٬ مهر خودش را بر جنبش کارگری زده است. این را میشود از کسانی که حتی قدمهائی از این حزب دور هستند شنيد. و حقیقتا وقتی رفقا و فعالین کمونیسم کارگری و اعضا و کادرها با حزب تماس میگیرند به وجود این حزب افتخار میکنند. افتخار میکنند خود را با حزبی تعریف میکنند که اولویتهاهایش٬ سیاستهایش٬ حزب سازمانده و رهبر است٬ حزب سازماندهی انقلاب کارگری.
 
دوست دارم از فعالینی بگم که خودشان را با حزب اتحاد کمونیسم کارگری تداعی کردند. دوست دارم بگم وقتی گرایشات دیگر داشتند با ارتجاع لاس می زدند٬ با اصلاحگران حکومتی مذاکره می کردند٬ این فعالین رفتند مجامع عمومی خود را سازمان بدهند. رفتند شوراهای خودشان را سازمان بدهند. رفتند اطلاعیه حزب را در شهر و مراکز کارگری پخش کردند و رفتند حزب اتحاد کمونیسم کارگری را به جامعه و مردم معرفی کردند. اینها از هم جنس های کمونیسم منصور حکمت بودند. توهم نداشتند به هیچ بخش از حکومت اسلامی. با قامتی استوار و با افتخار هر روز خبر از موفقیتی را به حزب می دادند. اما همیشه ته دلشان نگرانی دارند. حتی بخشی از کادرهای این جنبش دارند پراتیک حزب را نگاه میکنند و ما را در مقابل این سوال قرار میدهند که آیا این حزب به ما تضمین میدهد امرش سازماندهی انقلاب کارگری باشد؟ آیا این حزب تضمین میکند سیاستهای سرخش را صورتی نکند؟ آیا این حزب تضمین میکند در فردای تغییر تحولات همانند این دوره محکم بایستد و بی کم و کاست حزب جنبش باشد؟

رفقا! در این اولین کنگره باید بگويم این حزب تاکنون موفق بوده است. این حزب توانسته سنگرهائی را فتح کند اما سنگرهای زیادی براى فتح هنوز مانده است. اگر میخواهیم تمامی این سنگرها را فتح کنیم و اگر قرار است کسی تضمین بدهد٬ این شما هستید که با عضویت در حزب و با دخالت بیش از پیش در سوخت و ساز ماشین حزبی میتوانیم به اهدافمان نزدیکتر شویم. اینجا فراخوانم و پیام ام به تمامی کسانی که قلبشان برای آزادی و برابری و رفاه می تپد٬ فراخوان به تمامی کسانی که امرشان سازماندهی انقلاب کارگری است٬ امرشان پیروزی کمونیسم کارگری و ایجاد جمهوری سوسیالیستی است٬ اينست که به حزب خودتان بپيونديد و حزبتان را تسخیر کنید!

زنده باد کمونیسم منصور حکمت! زنده باد حزب اتحاد کمونیسم کارگری! زنده باد انقلاب کارگری!